چرا مترجم شدن برپا شد

روزی یکی از معدود استادان ما که رشته تحصیلی‌اش مترجمی بود و هنوز خودش را مترجم می‌دانست تا مدرس، شروع به درد دل از وضعیت ترجمه در ایران و موانع و مشکلات زندگی یک مترجم آزاد کرد. اینکه ما چگونه‌ایم و کشور‌های دیگر چگونه اند. میان حرف‌هایش یک موضوع تلخی‌ش بیشتر و عمیق‌تر از بقیه بود: «مترجمان ایران جزیره‌هایی جدا افتاده‌ اند» نه با دیگر اقشار جامعه و نه - بدتر از آن – با همکاران و هم حرفه‌ای‌های خود هیچ ارتباطی ندارند. هیچ محفل و مکانی که در آن مترجمان دور هم جمع شوند و تعامل و تبادل نظری با یکدیگر داشته باشند وجود ندارد. صحبت از داشتن اتحادیه یا صنفی خاص در میان نیست - که احتمالاً نتیجه معکوس داده و خود موجب مشکلات بیشتری می‌شود - مترجمان ایران که بنابه حرفه‌شان مهره رابط و واسط میان افراد، فرهنگ‌ها و دیدگاه‌های مختلف اند، در برقراری رابطه با هم‌کیشان خود از هر قشری ضعیف‌تر عمل کرده‌اند. این پراکندگی، بیشترین لطمه را به حرفه مترجمی زده است. لطمه‌ای که مترجمان آزاد بخوبی آن را حس می‌کنند. آن روزها پیش خودم فکر کردم حالا که برحسب تقدیر در این راه «مترجم شدن» قرار گفته‌ام، چرا قاعده بازی را تغییر ندهم و گیر و گرفت‌های موجود در این مسیر را - شده اندکی حتی - برطرف نکنم؟ با این فکر بود که دست به کار شده و سایت مترجم شدن را برپا کردم. به امید اینکه به یاری خداوند و همراهی دوستان و همکاران، مترجم شدن به خانه اول هر مترجم تبدیل شود.